چت روم
آخرین مطالب

» سفارش تایپ و ترجمه ( دوشنبه ۱۲ بهمن۱۳۹۴ )
» تو یعنی تمام لحظه های من ( دوشنبه ۱۶ دی۱۳۹۲ )
» تقدیم به همسر عزیزم ( شنبه ۲۳ آذر۱۳۹۲ )
» خداوند را چگونه میبینی؟ ( دوشنبه ۱۹ بهمن۱۳۹۴ )
» هنر مردانه ( دوشنبه ۱۹ بهمن۱۳۹۴ )
» جوش آوردن ( دوشنبه ۱۹ بهمن۱۳۹۴ )
» خوشا به نيمه شبى با خدا صفا كردن ( یکشنبه ۱۱ بهمن۱۳۹۴ )
» 1آیه تا 10 سوره بقره ( پنجشنبه ۲۴ دی۱۳۹۴ )
» فاتحه الکتاب ( پنجشنبه ۲۴ دی۱۳۹۴ )
» سکوت زن نشانه پایان است... ( شنبه ۲۸ آذر۱۳۹۴ )
» انسان شوید ( شنبه ۲۸ آذر۱۳۹۴ )
» ترجمه مقاله A Data Mining Approach to Predict Forest Fires using Meteorological Data ( دوشنبه ۲۳ آذر۱۳۹۴ )

کلمات کلیدی


درباره ما


پ.س
زندگی باور میخواهد آن هم از جنس امید

که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد

یک امید قلبی به تو گوید که

هنوز خدا هست
......................................
زندگی آرام است،مثل آرامش یک خواب بلند

زندگی شیرین است،مثل شیرینی یک روز قشنگ

زندگی رویایست،مثل رویای یک کودک ناز

زندگی زیباست،مثل زیبایی یک غنچه ی ناز

زندگی تک تک این ساعتهاست،زندگی چرخش این عقربه هاست

زندگی راز دل مادر من،زندگی پینه ی دست پدر است

زندگی مثل زمان در گذر است

زندگی آب روانی است روان می‌گذرد..

آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد.
........................................
خدایا !
مرا با افزون بخشی خودت بی نیاز گردان , و به شکوه و بزرگی خود بلند مرتبه ام گردان , و با وسعت و توان گری ات دستم را باز کن , و به آنچه نزد توست بی نیازم گردان .
<< صحیفه ی سجادیه >>
ایمیل :



  • تاریخ ارسال : دوشنبه ۱۲ بهمن۱۳۹۴, 16:25
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س
  • تاریخ ارسال : دوشنبه ۱۶ دی۱۳۹۲, 22:43
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

مهدی شفیعی (داور ملی فوتبال)

صبح یعنی مست صدای تو


ظهر یعنی انتظار تو


عصر یعنی دلتنگم برای تو


شب یعنی یاد تو


و تو یعنی تمام لحظه های من !!!


 

  • تاریخ ارسال : شنبه ۲۳ آذر۱۳۹۲, 17:8
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

همسفر زندگیم وجود نازنین تو بهانه زیستن من است

 

تو زیباترین حضور عاشقانه در زندگی من هستی

عاشقانه و بی نهایت دوستت دارم

بیش از آنچه تصور کنی...

تقدیم به مهدی عزیزم

  • تاریخ ارسال : دوشنبه ۱۹ بهمن۱۳۹۴, 15:52
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س
عارفی راگفتند:
خداوند را چگونه میبینی؟!
گفت آنگونه که همیشه میتواند مچم را بگیرد، اما دستم را میگیرد...

  • تاریخ ارسال : دوشنبه ۱۹ بهمن۱۳۹۴, 15:49
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

سیمین بهبهانی میگوید :

ﻣﻦ ﺍﮔــﺮ ﻣﺮﺩ ﺑﻮﺩﻡ، ﺩﺳﺖ ﺯﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ...
ﭘﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺶ ﻓﺼﻞ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻗﺪﻡ ﻣﻴﺰﺩﻡ، ﻭ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺩﻟﺪﺍﺩﮔﯽ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ.
ﺗﺎ ﻻﺍﻗﻞ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ
ﺍﺯ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻧﺘﺮﺳﺪ !

ﺷﻤﺎ ﺯﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺳﻴﺪ !
ﺯﻥ ﻫﺎ ﺗﺮﺳﻮ ﺍند.
ﺯﻥ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻨﺪ !
ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ...
ﺍﺯ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ...
ﺍﺯ ﺩﯾﺮﻭﺯ...
ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍ...
ﺍﺯ ﺯﺷﺖ ﺷﺪﻥ...
ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﺸﺪﻥ...
ﺍﺯ ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﺷﺪﻥ...
ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﺷﺪﻥ...
ﺍﺯ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻥ...
ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻧﺸﺪﻥ...
ﻭ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﻊ ﺍﻳﻦ ﺗﺮﺱﻫﺎ،
ﻧﻪ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺭﯾﺪ،
ﻧﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ،
ﻧﻪ ﻗﺪﺭﺕ،
ﻧﻪ ﺯﻳﺒﺎﻳﯽ،
ﻭ ﻧﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺎﺯﯼ...

ﻛﺎﻓﻴﺴﺖ ﻓﻘﻂ ﺣﺮﯾﻢ ﺑﺎﺯﻭﺍﻧﺘﺎﻥ، ﺭﺍﺳﺖ ﺑﮕﻮﯾد
ﻛﺎﻓﻴﺴﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻭ ﻣﺎﻧﺪﻥ. ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﺎﺷﻴﺪ !

ﻋﺸﻖ ﻭﺭﺯﯾﺪﻥ ﻭ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﺮﺩﻥ
ﻫﻨﺮ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺍﯼ اﺳﺖ ..

 

  • تاریخ ارسال : دوشنبه ۱۹ بهمن۱۳۹۴, 15:39
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

ماشین ات که جوش می آورد ..؛
حرکت نمی کنی.. کنار زده و می ایستی !
وگرنه ممکن است ماشین آتش بگیرد .

خودت هم همینطوری...

وقتی جوش می آوری ،عصبی و عصبانی می شوی ؛ تخته گاز نرو !

بزن کنار ! ساکت باش..! و هیچ نگو...

وگرنه هم به خودت آسیب میزنی هم به اطرافیان...

 

  • تاریخ ارسال : یکشنبه ۱۱ بهمن۱۳۹۴, 9:20
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

 

خوشا به نيمه شبى با خدا صفا كردن

زبان حال گشودن زدل دعا كردن

تمام لذّت عالم نمى رسد قدرش

به يك دقيقه مناجات، با خدا كردن

به صد هزار قبولى عمره مى ارزد

به دهر يك گره از كار خلق وا كردن

به ادّعا نتوان برد بهره اى فردا

كه بهره از عمل آيد نه ادّعا كردن

در اين سراى دو در، از درى درآ اى دوست

كه حاجتى بتوان از كسى روا كردن

براى جلب رضاى خدا بكوش اى دل

كه مشكل است خدا را زخود رضا كردن

به زرق و برق زر اى دل مناز، مى بازى

كه كار زر، بود از حق تو را جدا كردن

بهشت برگ عبورش محبّت مولاست

خوشا به حبّ على دورى از خطا كردن

--------------------------------------------------------------------------------------

تجربه خیلی زیبایی بود خیلی ....

خداروشکر که اجازه دادی این حس بسیار زیبا رو تجربه کنم

خدای عزیزم ممنون

 

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه ۲۴ دی۱۳۹۴, 8:15
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

 

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

الم ﴿۱﴾

الف لام ميم (۱)

 

ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ﴿۲﴾

اين است كتابى كه در [حقانيت] آن هيچ ترديدى نيست [و] مايه هدايت تقواپيشگان است (۲)

 

الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿۳﴾

آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند و نماز را بر پا مى‏دارند و از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند (۳)

 

والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿۴﴾

و آنان كه بدانچه به سوى تو فرود آمده و به آنچه پيش از تو نازل شده است ايمان مى آورند و آنانند كه به آخرت يقين دارند (۴)

 

أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۵﴾

آنان برخوردار از هدايتى از سوى پروردگار خويشند و آنان همان رستگارانند (۵)

 

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿۶﴾

در حقيقت كسانى كه كفر ورزيدند چه بيمشان دهى چه بيمشان ندهى بر ايشان يكسان است [آنها] نخواهند گرويد (۶)

 

خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ ﴿۷﴾

خداوند بر دلهاى آنان و بر شنوايى ايشان مهر نهاده و بر ديدگانشان پرده‏اى است و آنان را عذابى دردناك است (۷)

 

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ ﴿۸﴾

و برخى از مردم مى‏گويند ما به خدا و روز بازپسين ايمان آورده‏ايم ولى گروندگان [راستين] نيستند (۸)

 

يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿۹﴾

با خدا و مؤمنان نيرنگ مى‏بازند ولى جز بر خويشتن نيرنگ نمى‏زنند و نمى‏فهمند (۹)

 

فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿۱۰﴾

در دلهايشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به [سزاى] آنچه به دروغ مى گفتند عذابى دردناك [در پيش] خواهند داشت (۱۰)

 

 

 

 

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • تاریخ ارسال : پنجشنبه ۲۴ دی۱۳۹۴, 7:55
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

 

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام معبود به حق بسیاربخشاینده و بی نهایت مهربان.

 

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (1)

ستایش ازآن معبود به حقی است که پروردگار جهانیان است.

 

 الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ (2)

بسیاربخشاینده و بی نهایت مهربان است.

 

 مَلِکِ یَوْمِ الدِّینِ (3)

مالک و پادشاه روز سزا است.

 

 إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ (4)

(ای الله ) تنها ترا می پرستیم و فقط ازتومدد می خواهیم.

 

 اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ (5)

(یا الله) ما را به راه راست راهنمائی فرما.

 

 صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ (6)

راه کسانی که تو بر آنها احسان وانعام نموده ای.

 

 غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ (7)

نه (راه) آنانی که برآنها خشم گرفته شده است و نه هم (راه ) گمراهان.

 

  • تاریخ ارسال : شنبه ۲۸ آذر۱۳۹۴, 16:27
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

ادامه مطلب
  • تاریخ ارسال : شنبه ۲۸ آذر۱۳۹۴, 16:26
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

  • تاریخ ارسال : دوشنبه ۲۳ آذر۱۳۹۴, 14:33
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

ترجمه مقاله A Data Mining Approach to Predict Forest Fires using Meteorological Data موجود می باشد. در صورت نیاز اعلام کنید تا با قیمت توافقی خدمتتان ارسال گردد.

با تشکر

 

  • تاریخ ارسال : سه شنبه ۱۷ آذر۱۳۹۴, 8:16
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س
آقا جان با پای پیاده می آیم

فقط به امید آنکه بشویی از این تن گناهم

فقط پاکم کن

همین برایم بس است

میخواهم بنده تو باشم

پس مرا بگیر و رهایم مکن

من با پای دلم می آیم

چون لیاقت نداشتم با پای پیاده بیایم

لیاقتم بگردان تا پابرهنه به دیدارت بیایم

مولای من،آقای من،حسین جان

 

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه ۲۹ مهر۱۳۹۴, 13:27
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

با عرض سلام

ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین علیه السلام تسلیت باد.

این اضطرارها عروۀ الوثقی یی کم دارد برای رسیدن به اجابت...!

اطلاعیه همگانی : نماز استغاثه به حضرت زهرا سلام الله علیها در شب عاشورا قبل از اذان صبح جهت درخواست فرج حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف

جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبلاگ http://mgeentezar.blogfa.com/ مراجعه فرمایید .

لطفا اطلاع رسانی کنید .

با تشکر

اجرکم عندالله

  • تاریخ ارسال : شنبه ۱۸ مهر۱۳۹۴, 10:5
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

ساحل دلت را به خدا بسپار ،

                                          خودش قشنگ ترین قایق را برایت می فرستد

 

تاخدای بنده نواز است به خلقش چه نیاز ؟!!!

                                                                 میکشم ناز یکی ، تا به همه ناز کنم..

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه ۲۹ مرداد۱۳۹۴, 19:3
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س
 

لبخند بزن و زندگی کن
♡❤
هر زمانی که دلم می گیرد
من نشاطم این است
می نشینم به کناری
و به زیبایی اخلاق خدا می نگرم ....

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه ۲۹ مرداد۱۳۹۴, 18:9
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

ﺯﻧﺪﮔﯽ آﻥ ﮔﻞ ﺳﺮﺧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﯽ
ﯾﮏ ﺳﺮﺍﻏﺎﺯ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﺍﺭد

زندگی کن
ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ، ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ ..
رونق عمر جهان، چندصباحی گذراست

قصه بودن ما
برگی از دفتر افسانه ای یِ، راز بقاست

دل اگر می شکند
گل اگر می میرد
و اگر باغ به خود رنگ خزان می گیرد
همه هشدار به توست؛

ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ، ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ ..
زندگی کوچ همین چلچله هاست
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ..
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ..

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه ۱۹ فروردین۱۳۹۴, 8:38
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

در جاده ی زندگی؛ﯾﮏ ﺭﻭﺯﯼ ،ﯾﮏ ﺟﺎﯾﯽ ....
ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮسیم ﮐﻪ ﺩستمان ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﺎﺷﺪ …
ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ،ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ...
" ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﺴﭙﺎﺭیم ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼِ ﮔﺮﻡ ﺧـــــــﺪﺍ … "
ﺍﺯ ﺧـــــــﺪﺍ ﺑﺨﻮﺍهیم ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ خودش میخواهد، ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺑﭽﯿﻨﺪ؛
ﻧﻪ ﺁﻥ ﻃﻮﺭی ﮐﻪ ﺧﻮﺩمان ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭیم …
ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ،
ﺧـــــــﺪﺍ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭیم، ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ می چیند !
ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﺟﺰ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺍﺯ ﺩستمان ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ ...

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه ۱۹ فروردین۱۳۹۴, 8:37
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س
اگـر کـســی را یـافتـی
کـه در لبـخنـدت ، غمت را دیـد ،
در ســکـوتـت ، حرفهایـت را شـنـیـد
و در خشـمت محبـت را فهمیـد ،
بـدان او بـهتـریـن دارایـی زنـدگـی تـوســتـ.

(دکـتـر شـریـعتـیـ)
 
---------------------------------------------------------
و او کسی نیست در زندگیم جز پدر و مادر و خواهرم
  • تاریخ ارسال : سه شنبه ۱۸ فروردین۱۳۹۴, 7:20
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

بدون شک وقتی به سن 30 سالگی نزدیک میشوید، تجربه های تلخ متعددی در زندگی داشته اید: از شکست عشقی گرفته تا اخراج شدن از کار و ... اما هیچ کدام از آن ها شما را از پای در نیاورده است. به خاطر داشته باشید همه آنها تجربه هایی بوده اند تا دفعات بعدی بهتر و درست تر تصمیم بگیرید. پس ذهنتان را با اشتباه هایی که گذشته و تمام شده اند، مشغول نکنید و فقط به عنوان یک تجربه به آن نگاه کنید. همان حرف همیشگی را با خود تکرار کنید: هر شکست، پلی است برای پیروزی. و واقعا هم همین طور است.

وقتی پس از هر شکست، چشمانتان بیشتر به واقعیت های زندگی باز میشود، چرا دچار ناامیدی میشوید؟ اتفاقا درس بگیرید و تعداد شکست های خود را هر روز کم و کمتر کنید.

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۳, 9:8
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

عاشقم.....
اهل همین کوچه ی بن بست کناری ،
که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی ،

تو کجا ؟
کوچه کجا ؟
پنجره ی باز کجا ؟

من کجا ؟
عشق کجا؟
طاقتِ آغاز کجا ؟

تو به لبخند و نگاهی ،
منِ دلداده به آهی ،
بنشستیم
تو در قلب و
منِ خسته به چاهی......

گُنه از کیست ؟
از آن پنجره ی باز ؟
از آن لحظه ی آغاز ؟
از آن چشمِ گنه کار ؟
از آن لحظه ی دیدار ؟

کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت ،
همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب ،
تو را یک نظر از کوچه ی عشاق ببینم..

فریدون مشیری

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱۴ اسفند۱۳۹۳, 20:48
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س
در سراپرده چشمان خود آن چشم به راه!

نازنینا! نفَسى اسبِ تجلّى زین كن

كه زمین، گوش به زنگ ست و زمان، چشم به راه

آفتابا! دمى از ابر برون آ، كه بُوَد

بى تو منظومه امكان، نگران، چشم به راه

اللهم عجل لولیک الفرج

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه ۱۳ اسفند۱۳۹۳, 8:25
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

 

  • تاریخ ارسال : چهارشنبه ۱۳ اسفند۱۳۹۳, 8:12
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

 

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳, 8:50
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

گله هارابگذار! ناله هارابس كن!
روزگارگوش ندارد كه تو هی شِكوه كنی!
زندگی چشم ندارد كه ببیند اخم دلتنگِ ترا!!

فرصتی نیست كه صرف گله وناله شود!
تا بجنبیم تمام است تمام!!
مهردیدی كه به برهم زدن چشم گذشت....
یاهمین سال جدید!!
بازكم مانده به عید!!
این شتاب عمراست ...
من وتوباورمان نیست كه نیست!!
صبح یعنی آغاز فرصت شادی ولبخند وامید
صبح یعنی امروز،سهمی اززندگی وعشق ازآنِ خودتوست!
لحظه راقدر بدان حیف ازعمراست كه صرف گله وشكوه شود
تابخواهی.. زندگانی زیباست!

  • تاریخ ارسال : دوشنبه ۴ اسفند۱۳۹۳, 8:12
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س
در انتهـــای شب . . .


             نگــرانی هایـــت را؛


                                 بــه خـــدا بسپـــار


                                                        و آســـوده بخـــواب

 

 

... خدا بیدار است ...

  • تاریخ ارسال : جمعه ۱ اسفند۱۳۹۳, 21:55
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

شب است ودر بدر کوچه های پر دردم
فقیر وخسته
به دنبال گم شده ام میگردم
اسیر ظلمتم
ای ماه پس کجا ماندی؟
من به اعتبار تو فانوس نیاوردم…

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱ اسفند۱۳۹۲, 10:1
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

6651

روزی روزگاری در زمان‌های قدیم مرد خیاطی کوزه‌ای عسل در دکانش داشت. یک روز می‌خواست دنبال کاری از مغازه بیرون برود. به شاگردش گفت: «این کوزه پر از زهر است. مواظب باش به آن دست نزنی و من و خودت را در دردسر نیندازی.»

شاگرد که می‌دانست استادش دروغ می‌گوید، حرفی نزد و استادش رفت. شاگرد هم پیراهن یک مشتری را برداشت و به دکان نانوایی رفت و آن را به مرد نانوا داد و دو نان داغ و تازه گرفت و بعد به دکان برگشت و تمام عسل را با نان خورد و کف دکان دراز کشید. خیاط ساعتی نگذشته بود که بازگشت و با حیرت از شاگردش پرسید: «چرا خوابیده‌ای؟»

شاگرد ناله کنان پاسخ داد: «تو که رفتی من سرگرم کار بودم. دزدی آمد و یکی از پیراهن‌ها را دزدید و رفت. وقتی من متوجه شدم از ترس شما زهر توی کوزه را خوردم و دراز کشیدم تا بمیرم و از کتک خوردن و تنبیه آسوده شوم.»

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱ اسفند۱۳۹۲, 10:0
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

در چمنزاری خرها و زنبورها در کنار هم زندگی می کردند. روزی از روزها خری برای خوردن علف به چمنزار می آید و مشغول خوردن می شود. از قضا گل کوچکی را که زنبوری در بین گلهای کوچکش مشغول مکیدن شیره بود، می خورد و زنبور بیچاره که خود را بین دندانهای خر اسیر و مردنی می بیند، زبان خر را نیش می زند و تا خر دهان باز می کند او نیز از لای دندانهایش بیرون می پرد. خر که زبانش باد کرده و سرخ شده و درد می کند، عر عر کنان و عربده کشان زنبور را دنبال می کند. زنبور به کندویشان پناه می برد. به صدای عربده خر، ملکه زنبورها از کندو بیرون می آید و حال و قضیه را می پرسد. خر می گوید: «زنبور خاطی شما زبانم را نیش زده است باید او را بکشم.»

662541

ملکه زنبورها به سربازهایش دستور می دهد که زنبور خاطی را گرفته و پیش او بیاورند. سربازها زنبور خاطی را پیش ملکه زنبورها می برند و طفلکی زنبور شرح می دهد که برای نجات جانش از زیر دندانهای خر مجبور به نیش زدن زبانش شده است و کارش از روی دشمنی و عمد نبوده است. ملکه زنبورها وقتی حقیقت را می فهمد، از خر عذر خواهی می کند و می گوید: «شما بفرمائید من این زنبور را مجازات می کنم.»

خر قبول نمی کند و عربده و عرعرش گوش فلک را کر می کند که: «نه خیر این زنبور زبانم را نیش زده است و باید او را بکشم.»

ملکه زنبورها ناچار حکم اعدام زنبور را صادر می کند. زنبور با آه و زاری می گوید:«« قربان من برای دفاع از جان خودم زبان خر را نیش زدم. آیا حکم اعدام برایم عادلانه است؟»

ملکه زنبورها با تاسف فراوان می گوید: «می دانم که مرگ حق تو نیست. اما گناه تو این است که با خر جماعت طرف شدی که زبان نمی فهمد و سزای کسی که با خر طرف شود همین است.»
  • تاریخ ارسال : سه شنبه ۲۲ بهمن۱۳۹۲, 12:28
  • دسته بندی :
  • نویسنده : پ.س

هر روز بخندید

یک لطیفه گوش کنید، لطیفه ای تعریف کنید، به خودتان بخندید، با دوستان، همکاران و فامیل بخندید. کمترین درمانی مانند خندیدن قدرتمند است، و من فکر نمی کنم این استفاده زیاد از این دارو یا اعتیاد به آن عوارض خاصی داشته باشد.

یک عاشق واقعی باشید

علاقه، محبت، دوستی و گرمی خود را به اطرافیانتان نشان دهید و آنها به بهترین وجهی که فکرش را بکنید به شما واکنش نشان می دهند. در محبت و دوست داشتن سخاوتمند باشید و از سود آن لذت ببرید.

ادامه مطلب
تبلیغات

تبلیغات